نتایج جستجو برای عبارت :

خون اشام نقاب دار فصل سوم قسمت 4

زندانی که غیر خدا در
نظر نداشت
عمری شکنجه دید و کس از او خبر نداشت
هر روز روزه بود، ولی موقع غروب
جز تازیانه، آب و غذایی دگر نداشت
ای فاطمه! به جان تو سوگند، روزگار
زندانی از عزیز تو مظلوم تر نداشت
جان داد با شکنجه، ولی مصلحت چه بود
زنجیر را ز پیکر مجروح برنداشت
جسمش به تخته پاره و بر دوش چارتن
آن روز روزگار مسلمان مگر نداشت
شمعی خموش، سوخت به دامان تیرگی
آن قدر گریه کرد که اشکی دگر نداشت
******
دوست دارم زندان بان
زند سیلی به رویم
در نظر آرم رخ نیل

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

iranfoolad دانلود کتاب تاریخچه و مکاتب روانشناسی غلامحسین جوانمرد فروشگاه ابزار تعمیرات موبایل چاپ سیلک سایان گنابادگردی pirodisne بهینه سازی سایت و سئو تبلیغات اینترنتی Apidl kabutarespd