نتایج جستجو برای عبارت :

دانلودبرای روضه همین بس که ناگهان زده اند

السلام ای روضه ات آغاز ماتم یا حسین

در دلم از روضه ات شور مُحرّم یا حسین
خونبهای خون تو گردیده خون کبریا
ای سراپای وجودت نور خاتم یا حسین
مطمئناً از دعای خیر زهرا و علی ست
در سپاهت می شود آنکس که مَحرَم یا حسین
تو عزیز عالم و نعم الامیر عالمی
من گدایم من گدایم من گدایم یا حسین
عاقبت دست اجل من را به خاکم می برد
کن گذر‌ ای ماه در تاریک قبرم یا حسین
در شب قبرم بیا و دست من را هم بگیر
ای پناه بی پناهان دو عالم یا حسین
من بدون روضه می میرم نمی مانم
بساط روضه همیشه پا برجاست
برای ما روضه جنت الاعلاست
مریضی جایی نداره اونجا که
جای یکی مثل حضرت زهراست
نمی‌فهمه. نمیدونه.
حسین روضش رو زمین نمیمونه
هزار ساله. که هر هفته.
یه مادر داره یه روضه میخونه
یه بار با من. بیا روضه.
تو که هستی روی روضه‌ها حساس
مداوا کن. خودت رو با.
یه لقمه نَذریه حضرت عباس
حسین جانم.

هزارساله کَم نشد غمت آقا
نشد لَنگِ هیچکی پرچمت آقا
بباره آتیش از آسمون امسال
نمیشه تعطیل محرمت آقا
چه از هم دورُ چه نزدیک
یه روزی
سال‌ها می‌گذرد و طعم خوش روضه همچنان پای دندانم است. به همين خاطر محرم را دوست دارم و مرور خاطراتش را بر خیلی از چیزها ترجیح می‌دهم.»
کتاب حاوی قصه‌هایی از خاطرات اصحاب روضه است که سه فصل دارد. فصل اول درباره خدای تعالی و حضرات معصومین، فصل دوم درباره عالمان دینی و فصل سوم درباره شهدا، پیر غلامان و هنرمندان است.
همیشه همينطور بود.ناگهان از آغوشِ پر نیازِ من دور می‌‌شدی. ناگهان برایِ دست‌های من وقت نداشتی‌. ناگهان دیر بود‌. من به پهلوی راست، پشت به دنیا، می‌‌خوابیدم و خوابِ پروانه می‌‌دیدم. تو اما، دور می‌‌شدی.آه !شاپرک‌های خوابِ من همیشه مستند."نیكى فیروزكوهی"
افطار ، روزه،روضهشاعر رسول چهارمحالی(ساقی)---------------------------افطار خود با اشک روضه باز کردمدر روضه با خالق سخن آغاز کردمتشنه لب و یادی ز روز م خلقگفتم علی و از سخن سر باز کردمبا چای روضه با لب خشکیده ی خودگفتم حسین و تا حرم پرواز کردمافطار ی هر روز ه در ماه خدا رابا یک سلام از راه دور ممتاز کردمبا دیدن طفل یتیم و زار و محزونآ ن طفل را با یا علی من ناز کردمدر ربَّنای هرشب و شب زنده داریالعفو گویان توبه را اعجاز کردمدر سجده و حال دعا و ذکر یارباز ب
جهت دانلود روضه دلخواه تان بر روی تصویر روبروی آن کلیک کنید (صوتی)
شب دوم محرم سال 94(روضه ورود کاروان)
شب چهارم محرم سال94(روضه طفلان حضرت زینب)
شب ششم محرم سال94(روضه حضرت علی اصغر)
شب هشتم محرم سال94(روضه حضرت علی اکبر)
شب نهم محرم سال 94(روضه حضرت ابوالفضل)
شب دهم محرم سال94{شروع کننده این توسط حاج شیخ مختار}(روضه سیدالشهدا)
روضه خوان قدیمی هیئت
واژه ها را چه خوب می داند
فاطمیه
برای هر روضه
با کنایه
همیشه می خواند
وسط روضه یک نفر آورد
سینی چای قند پهلو
را
دم گرفت و به سینه
اش می زد
توی دستش گرفت بازو
را
روی شمعی که پای منبر
بود
اندکی خیره چشم خود را دوخت
چند گلبرگ یاس
رویش ریخت
چقدر یاس زود می سوخت
توی مجلس
برای خانم ها
روضه را مادرانه
تر می خواند
و گریزی به کوچه
ها می زد
از گل سینه بیشتر می خواند
او همیشه به واژه ایمان
داشت
روضه را تا کنار در
می برد
آتشی توی دل به
کاش میشد به دل غمزده سامان بدهم
به دو چشمان کویرم نمِ باران بدهم
پیِ تو روضه به روضه همه جا رفتم من
نگرانم که ندیده رُخ تو جان بدهم
گُنهم حال تو را سخت به زحمت انداخت
چقدر هدیه به درگاه تو عُصیان بدهم ؟
خبط من یوسف من باعث این غیبت شد
حقم این است که من تن سوی زندان بدهم
خویِ حیوانی من بُرد ز تو دورم کرد
حیف باشد به خودم منصب انسان بدهم
بزن امّا تو بیا چشم مرا خُشک نکن
که فقط فخر به این دیدهء گریان بدهم
با همه بی سر و پایی تو رهایم نکنی
ولی افسوس که
به نام خداالقبر اما روضه من ریاض الجنه او حفرة من حفر النیران» عمده این است اینها در همين آب همين كه مردند در آب مستقیماً رفتند در آتش یك چنین آتشی است خب بین انسان و سقوط در آتش این مرگ فاصله است شما اگر اهل استدلال بودید با برهان عقلی برای شما حل می‌شد كه كفر یعنی لبه گودال جهنم زندگی كردن كه به مجرد مرگ وارد آتش می‌شوید یا نه منظور همان نار ظاهری است علی ای حال بر لبه گودال آتش بودید و ذات اقدس الهی شما را انقاض كرد نجات داد.فایل صوتی و متن
به نام خداالقبر اما روضه من ریاض الجنه او حفرة من حفر النیران» عمده این است اینها در همين آب همين كه مردند در آب مستقیماً رفتند در آتش یك چنین آتشی است خب بین انسان و سقوط در آتش این مرگ فاصله است شما اگر اهل استدلال بودید با برهان عقلی برای شما حل می‌شد كه كفر یعنی لبه گودال جهنم زندگی كردن كه به مجرد مرگ وارد آتش می‌شوید یا نه منظور همان نار ظاهری است علی ای حال بر لبه گودال آتش بودید و ذات اقدس الهی شما را انقاض كرد نجات داد.فایل صوتی و متن
ای اهل حرم میر و علم ‌دار نیامد
تصویر با کیفیت از ورودی روضه منوره حرم حضرت ابوالفضل (ع)
این تصویر با فرمت JPEG در سایز 868×1580 پیکسل بصورت فایل فشرده شده قرار داده شده است.قابل ذکر است این تصویر با کیفیت مناسب قرار گرفتن به عنوان پس زمینه کامپیوتر شما مى باشد.
سایز : 577 کیلوبایت

دانلود تصویر با کیفیت از ورودی روضه منوره حرم حضرت ابوالفضل (ع)
امام حسین(ع)-گودال قتلگاه
برای روضه همين بس که ناگهان زده اند
عزیز فاطمه را سنگ بی امان زده اند
فقط نه سنگ و نه نیزه که عده ای آن روز
به جسم خسته ی او زخم با زبان زده اند
نوشته اند جوانان به سریع و پی در پی
نوشته اند که پیران عصا ن زده اند
برای روضه همين بس که بی رمق افتاد
برای روضه همين بس که همچنان زده اند
اگر که تیغ نبوده غلاف آوردند
اگر که تیر نبودست با کمان زده اند
چقدر زخم روی زخم روی زخم آمد
چقدر تیغ فراوان به استخوان زده اند
برای غارت معج
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن نوحه »
میگن روضه دلمردگیه میگن گریه افسردگیه …نمیدونن خبر ندارن حسین آغاز زندگیه  ♬♫♪اتفاقا روضه نور میده دلارو اتفاقا گریه میبره بلا رو …اتفاقا حسین زنده کرده ما رو ما پای همين پرچم  ♬♫♪دلخوش به تولاییم با گریه به ثارالله فاتح دنیاییم …
این سوز و آه و بکا لا تبرد ابدا میگن بسه غصه بسه غم  ♬♫♪میگن بازی شال و علم نمیدونن با روضه شدیم رها از زیر بار ستم …اتفاقا این غم باعث نشاطه اتفاقا این شال پرچم ح
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
قسمتی از متن نوحه »
میگن روضه دلمردگیه میگن گریه افسردگیه …نمیدونن خبر ندارن حسین آغاز زندگیه  ♬♫♪اتفاقا روضه نور میده دلارو اتفاقا گریه میبره بلا رو …اتفاقا حسین زنده کرده ما رو ما پای همين پرچم  ♬♫♪دلخوش به تولاییم با گریه به ثارالله فاتح دنیاییم …
این سوز و آه و بکا لا تبرد ابدا میگن بسه غصه بسه غم  ♬♫♪میگن بازی شال و علم نمیدونن با روضه شدیم رها از زیر بار ستم …اتفاقا این غم باعث نشاطه اتفاقا این شال پرچم ح
بسم اللهیک حس عجیبی بین دل من و حاج آقا هست. حسی که رابط انتقال حرفهای من بهشان است انگار. همیشه انگار هر چیزی که بهش فکر می کردم را حاج آقا می دانشتند و جواب من را می دادند. دیشب که گفتند خیال کنید اسمتان را صدا می کننند و می گویند حسن آقا حسین آقا "خاتون" خانم، قلبم ریخت یکهو. اسم من را یعنی؟ چقدر به روضه نیاز داشتم و چقدر لذت بخش  است روضه های حاج آقا. زنده می شوم. جان دوباره می گیرم. این روزها مدام می پرسیدم از خودم که بدون اون چطور زندگی
تولّدِ بابا!
تولّدت مبارک.
پسر بودن حادثه کوچکی نیست. حسّ خوب پسر بودن را آدم علیه السلام تجربه نکرد که ما کردیم.
این مطلب را زمانی مینویسم که نمیدانم تو متولد شده ای یا من!
پسرم؛تولد تو را تبریک بگویم یا میلاد خودم را؟
پسرم این مطلب را برای زمانی می نویسم که دلتنگی، که نمیدانی من رفته ام یا تو!
همچنانکه وقتی پدرم رفت نمیدانستم من رفته ام یا او؟
این را زمانی که تنهایم مینویسم، برای آن زمانت که تنهایی!
تنهایی ودلتنگ، دلتنگ آغوش گرم پدر، دلتنگ شا
سردار رفتشعر روضه  شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)----------------------------تا  که جان از پیکر سردار رفتخوی حیوان بر تن اشرار رفتمعجر و انگشتر و خلخال رفتمادرت  تا  گودی  گودال  رفتزینب کبری  رسید  آسیمه  سربر  سر  جسم  تو ای قرص قمردید   آن  نخل   برومند  رسول نور  چشمان علی  و  هم  بتول  میکشد خنجر ستمگر حنجرشگرگ ها حلقه زدند دور و برشهر کسی باقصدغربت بی امانمی زند  بر  پیکر  آن  قد 
خزان عمر تو بانو بهار را گریاند
صداى پاى غمت برگ و بار را گریاند
به صبح و شامِ پر از اشکِ حضرت مهدى
كه روضه هاى تو لیل و نهار را گریاند
شبیه داغ تو، بعد از حسین داغى نیست
چرا كه داغ تو چشمان یار را گریاند
من از كلام تو در كوفه خوب دانستم
كه خطبه تو "لُهوف" و "بِحار" را گریاند
سرت شكست ولى سرشكسته دشمن شد
براى اینكه غمت نیزه دار را گریاند
پس از غروب غم انگیز غارت خیمه
طناب دست تو نیزه سوار را گریاند
سرى به نیزه براى تو روضه مى خواند
عزاى معجر تو روزگ
حضرت لب تشنه برای روضه نشستیم و روضه خوان آمدصدا گرفته و غمگین و ناتوان آمد نشست و گفت سلامٌ علیک یا عطشانسلام حضرت لب تشنه، روضه خوان آمد سلام حضرت شیب الخضیب، مقتل‌هانوشته‌اند چه بر روزگارتان آمد نوشته‌اند مقاتل که ظهر روز دهمچه روضه‌ها که از این داغ بر زبان آمد سه سیب را سه هدف را سه تیر کافی بودسه بار حرمله هربار با کمان آمد نوشته‌اند که شاهی ز صدر زین افتاداگر غلط نکنم عرش در فغان آمد نوشته‌اند مقاتل که عصر عاشورابلند مرتبه‌ای خسته
بلا نازل شد و هیئت نشد برپا، ببخش آقا
ندانستیم عمری قدر نعمت را، ببخش آقا
کنار هم چه راحت گریه میکردیم در روضه
چه راحت برد ما را با خودش دنیا، ببخش آقا
تمام کوچه مشکی پوش میشد! سخت دلتنگیم
برای تکیه ها و آن سیاهی ها، ببخش آقا
خرابش کرده ایم و تو بزرگی کن درستش کن
درستش کن! به جان مادرت زهرا(س)، ببخش آقا
تمام ِ آنچه را داریم در یک آن! بگیر از ما
فقط بزم عزایت را نگیر از ما، ببخش آقا
محرّم پیش ِ رو داریم و برگ نوکریمان را
بیا و رد نکن لطفا بزن امضا، بب
اولین
روضه خوانی که روضه دوره‌ای را در تهران مرسوم کرد آقانور بود. مردم میگفتند نور
از آقا میبارد! به همين جهت به آقانور شهرت داشت. هیچکس نام واقعی او را نمیدانست.
دکتر
عباس منظر پور در کتاب خاطراتش می گوید: آقانور خیلی مجلس داشت و به سبب کمبود وقت
روضه‌هایش بسیار کوتاه بود. یک بار در اوائل سال 1320 آقا نور پیش از شروع روضه
مطلبی به این مضمون گفت:
این
"هیتلر" که در آلمان پیدا شده "هیت لر" است. از "
لرستان" رفته و سید هم هست. نایب امام
امشب دلم گرفته بود و بدجور برای حرم حضرت معصومه (س) تنگ شده بود. من از وقتی که خودم را شناختم در قم بودم و نمکگیر سفره خانم حضرت معصومه (س). اما الآن یک ماه است که به سوریه آمده ام و همسایه حضرت زینب (س). خدا را صد هزار مرتبه شکر. زیارت حضرت زینب(س) آن هم بعد از این سالهای غربت که حرامزاده های داعشی به صد متری حرم رسیده بودند و مناره های حرم را نشانه گرفته بودند، آرزوی خیلی هاست. چی از این بهتر که حضرت زینب (س) دعوتت کرده باشد و یکی دو ماه همسایه و زائر
یک سال بعد
بعد تندرو تصمیم گرفت که بره پیش خروس های آرزو.
اما بعد ناگهان رعد و برق شد.
تندرو خیلی ترسید اما او به کارش ادامه داد.
ناگهان دید که دو تا رعد خوردن به یک سنگ و سنگ از بین رفت اما او نترسید و به کارش ادامه داد.
بعد تندرو بالاخره خروس آرزو رو پیدا کرد و بعد تندرو به خروس آرزو گفت:((می شه لطفا آرزوی من رو برآورده کنی؟
بعد خروس آرزو گفت:((بلی.بفرمایید.
بعد تندرو گفت:(( آرزوی من اینه که ملکه و لیزا دوباره با ما دوست بشن.
بعد خروس آرزو گفت:((من نمی
بسم الله الرحمن الرحیمگزارش تصویری جشن ولادت دو نور آسمانی|| زمان : جمعه 26 آذر 1395 ||به کلام خطیـب توانمنـد : حجت الاسلام والمسلمین آزمودهبانوای ذاکرین اهلبیت:حاج سینا پورمحسن وحامدتقی زادههیئت روضه الحسین علیـه السـلام شهرستان ماسالجهت مشاهده تصاویر و دریافت صوت ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید
شبی ازشبهای خدا من ب خوابی رفتم ودران عالم خواب ناگهان من دیدم ک سواری میتاخت
به کجامیتازد؟به کجامیتازد؟اندرین دشت ودمن. دوروبررابه دقت مینگریستم هردم چه بیابان عجیبی دیدم همه جاشن روان وعجیبترازان اشنابوددرنظرم. گویاانگارکه تمام سن رامن درانجازیستم .به جلو تر رفتم ان سوار میتازید.وفرو رفتم در فکر به کجا می تازد.؟ناگهان خیره شدم در چشماش.صورتش نورانی ولبش خندان بود.به کجا می تازد .اندراین دشت بلند.مقصدش پیدا بود من که از درک نگاهش عاجز .ب
✨﷽✨
روضه خوانی که یک عمر دروغ گفته بود
✍آیت الله مجتهدے تهرانی(ره):
روضه خوان های قدیم اول شروع روضه شان مےگفتند: یا لَیتَناٰ کُنّا مَعَک فَاَفُوزُ فَوْزاً عَظیٖما»  کاش ما هم در رکاب تو ای حسین بودیم و به آن رستگاری بزرگ مےرسیدیم. یک نفر روضه خوان مقید بود حتما این جمله را هر بار بگوید. یک شب برای اینکه به این شخص بفهمانند که تو اهل این ادعا نیستے، در عالم خواب دید کہ روز عاشوراست. لشکر ابن سعد این طرف و لشکر امام حسین علیه السلام آن طرف ص
راه‌رابـازنماییدمحرم‌آمددم‌بگیریدڪہ‌هنگامہ‌ماتـم‌آمدالسلام ای روضه ات آغاز ماتم یا حسیندر دلم از روضه ات شور مُحرّم یا حسینخونبهای خون تو گردیده خون کبریاای سراپای وجودت نور خاتم یا حسینمطمئنا از دعای خیر زهرا و علی ستدر سپاهت می شود آنکس که مَحرَم یا حسینتو عزیز عالم و نعم الامیر عالمیمن گدایم من گدایم من گدایم یا حسین#آجرڪ‌الله_یا_صاحب‌امان
روضه‌خوانی محرم به انسان جهت می‌دهدعماد افروغ، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با ایکنا، درباره احساس خود نسبت به سه واژه محرم، روضه و امام حسین(ع)» گفت: وقتی این سه واژه را می‌شنوم، نوعی حس آمادگی برای ورود به غم و حزنی بزرگ و جهت‌دار به من دست می‌دهد و این جهت‌دار بودن نوعی آمادگی برای پاسداشت عزت، فتوت، مردانگی و نیز فهم و تبیین حماسه‌ای بزرگ، جاودان، منحصر به‌فرد، زایا و ناتمام با همه ویژگی‌های مرتبط با شور و همبستگی محلی و اجتماعی و فعا
کربلایی امیر کرمانشاهی
#شور
میگن روضه دلمردگیه
میگن گریه افسردگیه
نمیدونن خبر ندارن
حسین آغاز زندگیه
اتفاقا روضه نور میده دلارو
اتفاقا گریه میبره دلا رو
اتفاقا حسین زنده کرده ما رو
ما پای همين پرچم
دلخوش به تولاییم
با گریه ی بر ارباب
ما فاتح دنیاییم
لا یطفئ و نور الله، نور ابا عبدالله(3)
جهت مشاهده ادامه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
دخیل عشق را هر کس به پای یار میبنددیقینا راه دل را بر روی اغیار میبنددطریق عشق را بی زخم رفتن از محالات استچه خوشبخت است آنکه بر کف پا خار میبنددپی تذهیب نفست باش تا صاحب نفس گردیبدون گردگیری آینه زنگار میبنددتمام اعتبار نام مجنون بسته بر لیلاستاگر دلداده نام خویش بر دلدار میبندداگر دنبال دریایی ز چشمه سار خواهش کنضرر کرده است آنکه دل به آب انبار میبندددلیل ناله ی نیمه شبی، آه سحرگاهی ستسحر بار خودش را مومن بیدار میبنددکمال چشمها در رفت و
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
dimelsaru Zachary's life comperitra iranian kai Fan Club SEO Information slimdyryla ≡ وبلاگ شخصی حسین رضازاده Russell's game birthbahnmabgo دوربین مداربسته | مشاوره|نصب|فروش|مشهد