نتایج جستجو برای عبارت :

دیگه خسته ام از دست خودم به جون تو خسته شدم

آمده‌ام به به سختی یک کلاس خالی پیدا کرده‌ام خودم را چپانده‌ام تویش تا ساعت کلاس بعدی‌ام برسد. من خیلی خستهام عزیزم. خیلی خسته‌تر از آنکه بتوانم به این فکر کنم که چقدر هر بهار یادِ تو می‌کنم. شاید امروز بروم چند شاخه گل مریم یا میخک بخرم و با یاد تو بگذارم توی گلدانی پر از آب اما من برای گل خریدن خیلی خستهام . من خسته‌تر از آنم که بتوانم چیزی را به خاطر بیاورم عزیز من. خسته‌تر از آنم که حتی بتوانم تو را به یاد بیاورم. فقط توانسته‌ام خودم
ديگه دارم کم کم به همه اطرافیانم شک میکنم! احساس میکنم همه برام غریبه شدن ! ديگه نه دوست واقعی دارم نه مجازی ! 
دنیا چقدر کثیف و حال به هم زن داره میشه برام !
چند روز پیش شخصی با اسم و هویت من به داداشم پیام داد و همه چیز بود و نبود زندگی مون گرفت رفت ! 
چند سال پیش از تشابه اسمی من و یکی ديگه  علیه  خانواده ام سو استفاده شد ! 
الان تو دنیای مجازی .‌. 
+ خسته ام خسته!!!! بسه ديگه چقدر خیانت، چقدر کلا برداری ، چقدر نارفیق ! خسته نشدید ! 
+ دیروز   آبجی
وقتی یه مدت مستقل زندگی کنی(چه متاهل بشی،چه خوابگاهی بشی،چه خونه ی جدا بگیری)ديگه زندگی کردن تو خونه ی پدر و مادرت برات سخت میشه،حس میکنی استقلالت زیر سوال میره.
من دقیقا همین حس رو دارم،الان حدود دو ماه و خورده ای هست که خونه ی بابام هستم. یه زمان اینجا بهترین جای دنیا برام بودم،حاضر نبودم آرامشِ اتاقم رو با جایی عوض کنم ولی الانلحظه شماری می کنم برای رفتن.
نه اینکه بهم بد بگذره نه،ولی ديگه مثل قبل راحت نیستم.
خونه ی خودم و همسرم،خیلی راحت
توی این شهر داغون، توی یه منطقه متروک، یه ساختمون بی در و پیکر رو هم به ما ندادی!! خسته نشدی از این همه بند و زنجیری که به دست و پاهای ما بستی؟؟ من خسته شدم از این همه فشارت! از این همه نبودنات. از این همه صدات کردنا و جواب نشنیدنا.
خسته شدم اون همه دعا کردم، اون همه ازت خواستم. تو نیستی. نیستی.
سلام حرف زدن و نوشتن برام سخترین شده ، تو هر دم چند تا کلمه از دهنم پرت میشن و با هر بازدم کلمه های بیشتری رو قورت میدم،با وجود این که یه اتفاق بزرگ افتاده چون هنوز نفهمیدم چی شده هیچ ایده ای برای عکس العمل ندارم ، تنهایی از یه حدی بزرگتر نمیشه ،ممکنه بعدها نظرم راجع بهش عوض بشه.بیایین با هم حرف بزنیم ،خب!انقدر حرف بزنیم که خسته بشیم،خسته خسته خسته،بعد همه ی چیزهای که قرار بود پاک بشن رو نگه داریم همديگه رو پاک کنیم،خسته خسته خسته دنبال حرف
از زندگی از این همه تکرار خسته اماز های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ . کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میزوز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام تنها و دل گرفته و بیزار و بی امیداز حال من مپرس که بسیار خسته ام
خستهام از این شلوغی و روز به روز نو شدن معشوق‌ها دوربرم.
یه آدم تنها که از تنهاییش به سمت معشوق‌هایی فرار می‌کنه و هیچ کجا بقدری که نخستین معشوق دربرش به او ارزانی می‌کنه نمی‌یابه اما همچنان دست نمی‌کشه.
خسته‌تم از این تنهایی و هرزگی. از این بی تفریحی. از این سکوت مطلق جهان. باید درس بخونم . باید تلاش کنم اما حسش نمیاد، صبح تا شب موبایل دستمه و هیچ .
خستهام و افسرده و هیچ چیز جهان برام اندکی دلخوشی نداره.
دلم تنهاترین دلهاست اینجاكه از دست رفاقت تیر خوردهدلم با پای خسته لنگ لنگانتن زخمیشو از كوی تو بردهقدیما مونس و یارش تو بودیولی حالا دلم تنها ترینهچه خوش بودم به حرفای دروغتكه عشق من پناهه آخرینه خسته ام من خسته ام من خسته ام من خسته ام منمثل مرغ بال و پر شکسته ام منخسته از دست غریبه خسته از هر آشنایمخسته از جور زمانه خسته از خلق خدایمخسته ام من خسته ام منمثل مرغ بال و پر شکسته ام منسالها کنج قفس نشسته ام منآرزوهام توی سین
ای عطر زلال نفست مژده ی جانمبا یاد تو آرام شود روح و روانماین غربت و دوری مرا کرده پریشانجز قصه ی پر مهر تو نیستش به زبانمدورم زتو ؛ ناله و افغان؛ کماکانبس ناله نمودم در این باغ خزانماز سوز دلم خسته دمادم به فغانماز عشق تو آواره ی هر شهر وجهانمای یارنما لب به لبم شهد حلاوتمن خسته شدم ؛ خسته از این کار کتابتمزدم چه شود  یار از این شعر و غزل ها             به تو گویم به تلمیح و مثل ها
گلایه های ناتمامچرا به قلب خسته ام دگر سری نمی زنی  به کور سوی غربتم چرا دری نمیزنی من آن درخت خسته ام که تا تو قد کشیده ام چرا به شاخسار من دگر پری نمیزنی لبالب از ترانه ام در این هوای بی کسی چرا از این شراب من تو ساغری نمیزنی مرا ببر با خودت به دور دست ناکجا چرا به چشم فاصله تو خنجری نمیزنی گلایه دارم از تو من گلایه های ناتمام چرا به قلب خسته ام دگر سری نمیزنینسرین حسینی
روحم خیلی خسته است ژولی، این نامه را برای تو به سختی می‌نویسم. تنم هم خیلی خسته است. تمام روز را در رختخوابم. باز هم خستهام. نه میل زندگی دارم نه مرگ. چه می‌توانم بکنم؟ روحم خیلی خسته است ژولی، تو کدام سرِ این دنیای بی‌پایانی؟ کاش من بلد بودم چیزی را تغییر بدهم. من اگر بلد بودم خیلی چیزها مثل حالا نبود. چرا تمام خانه‌هایی که من می‌توانستم بهشان پناه ببرم خراب شدند ژولی؟خانه‌ی ما، یعنی خانه‌ی پدر و مادرم، از اولش هم خانه نشد ژولی. ت
متن و دانلود آهنگ چشمای آبی تو مثل یه دریا میمونه (ماهی) از فریدون فروغی

چشای آبی تو مثل یه دریا میمونه
دل خسته منم مثل یه ماهی میمونه
ماهی خسته من میخواد تو دریا بمونه
ماهی خسته من میخواد تو دریا بمونه
ماهی دوست داره خونش همیشه تو دریا باشه
بوسه بر موج بزنه کنار ماهی ها باشه
ماهی خسته من بذار تو دریا بمونه
ماهی خسته من بذار تو دریا بمونه
ماهی اگه تنها باشه خسته و دلگیر میشه
ماهی تو دریا نباشه اسیر ماهیگیر میشه
نکنه یکی بیاد چشماتو از من بگیره
یه موقع هایی ناخواسته یا خواسته همچین از خدا دور میشم که باورم میشه انگار بودن و نبودنش فرق نداره!
یا انگار بود و نبود من واسه اون فرق نداره!
مثل این روزای من که خیلی ازش ناامید و دور شدم. فقط چسبیدم به هدفهایی که از تلاش واسشون خسته شدم!
ديگه با خودم میگفتم خدا کاری با من نداره و منم ديگه کاری با اون ندارم. به خودم دروغ میگفتم چون مدام به یادش بودم! بهش فکر میکردم!
ازمون خواستن اول دفترمون یه جمله ی تاثیرگذار و انگیزه دهنده توی زندگی بنویسیم.
هر
درد یعنی غم داریبخندی به روت نیاریدرد یعنی دورتشلوغه و کسی نداریدرد یعنی تو خاک خودت غریب دیاری درددرد یعنی شرمنده سفره بچه هاتیدرد یعنی بدهکار عمر و لحظه هاتیدرد یعنی دلتنگ دلیل خنده هاتی دردمن درد مشترکم منو فریاد کنهم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کنمن از خودم بریدمو به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرممن درد مشترکم منو فریاد کنهم درد اگه نیستی گاهی ازم یاد کنمن از خودم بریدمو به انتها رسیدمو از هر غریب و آشنا پرمدرد نون و درد بی یاری دردی
جدن که آدم بعضی وقتا شگفت زده میشه از این سیستم پیچیده. اینکه چطور فراموش میکنیم. ده دی نود و هفت اینجا پستی زدم که امروز خوندنش ناراحتم نمیکنه. پنج ماه پیش رمزدار بود و الان فکر کردم باید بمونه. برعکس هزار تا پستی که در مورد اون موضوع از وبلاگم پاک کردم. چه پاییز و زمستونی بود. چه بهاریه که داره میگذره. اون موقع به خودم قول دادم زمان درستش میکنه. زمان درستش نکرد. این ساز و کار شگفت انگیز توی سر من - تو سر همه مون - درستش کرد. و من به قولم عمل کردم. ا
دلم دریا می خواهد دریای آبی  /  دلم کوه می خواهد کوه سنگی
دلم دشت می خواهد دشت پر ز لاله  /  دلم جنگل می خواهد جنگل سبز
دلم کویر می خواهد و شب کویر  /  شب بارش ستاره بر زمین
                 طبیعت زیبا می خواهد این دلم
خسته از آسمان غبار آلود شهرم  /  خسته از بوق و دود این ماشین ها
خسته از قفس های تنگ و تاریکم  /  در شهر نمی بینم جز شلوغی و دود و هیاهو
طبیعت دنج و زیبا می خواهم  /  آن شکوه بافرجام می خواهم
خسته ام از جفای این نامردمی ها  /  غروب دل انگیز
شکنجه میکنی مرا،مرا که سخت خسته امچگونه میزنی مرا،منی که دست بسته ام
مرا چه ساده باختی میان این قمار هامنی که همچو بت ترا،به سجده می نشسته ام
دلم شکسته از توو، تمام حرف های تومنی که راست بوده ام،خم شده و شکسته ام
نکرده ها برای تو هزار بار کرده امچرا ندیده ای مرا،منی که بد گسسته ام
درون پیله خسته ام ،من همچو غنچه بسته امولی هنوز هم ز تو ،همیشه من خجسته ام
منم همان که لحظه ای غلط نکرده بوده امهمان که از گناه ها ،همیشه می گذشته ام
تو بعد آنکه اعتم
با مرور زمان که سن بالا تر میره وقتی ادم خودش رو به آرزوهای نزدیک تر میبینه ديگه احسا پیری نمیکنه!
وقتی می بینه تلاشه ای بی نتیجه نبوده و راهی که انتخاب کرده در ست بوده بهش انگیزه می ده برای تلاش بیشتر و لذت بردن بیشتر از مسیر!
همیشه در زندگیم سعی کردم از تک تک کارهایی که دارم انجاممی دم لذت ببرم. اینکه بگم همیشه شاید واژه درستی نباشه زیرا خیلی وقت های بوده که خیلی خسته و درمانده شدم و از فرط بی حوصلگی به زمین و زمان فحش دادم!
اما چیزی که همیشه در
و انسان هایی که حاضرند زجر بکشی ولی ظاهرت مطابق میل‌آن ها باشد
+ کاش میتونستم بهت بگم که یکم خودمو ببین.
بگم که چقدر دوست داشتم پیشت خودم می بودم
بگم چقدر روحم خسته و آزرده ست از تنهایی. از پذیرفته نشدن از تحقیر شدن های مدام
دین و ظاهر یک جور
ت یک جور
تنها ماندن از جانب دوستان جور دیگر!
و مشکلات بحث ازدای که شده و عدم صحبت باهات توی این زمینه توسط فرد مورد نظر.
بگذریم
فقط
دلم
شکسته 
و 
خسته است.
 
روحی رنجور
خیره به دور دست ها
سا
همیشه همه ی زخمامو خودم با  دستای خودم مرهم گذاشتم،تنهایی سرمو بالا گرفتم گریه کردم، به خودم برای اشتباهاتم دلداری دادم و از خودم معذرت خواستم،این معنی تنهابودن نیست،معنی خودت ساخته بودنه شاید. تو دلم با بقیه دعوا نکردم با خود گذشتم دعوا کردم خود گذشتمو برای تلاش بیشتر تشویق کردم و اشتباهات گذشته رو تو ذهن خودم قشنگشون کردم،مثل "مردی در تبعید ابدی"ما هممون بعضی وقتا خوشحالیم از ته دلمون بعضی وقتا دلگیریم توی تمام اوقاتمون و بعضی وقتا خست
دانلود اهنگ دیدمت از دور خسته بود پاهات همراه با متن و لینک مستقیم با کیفیت عالی wetdfg 1 دانلود آهنگ علی یاسینی پرواز. ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───. دیدمت از دور خسته ♬♫ بود پاهات تا نگات کردم وای از اون چشمات ♬♫ گفتی از دست این آدما خسته .دانلود آهنگ علی یاسینی پرواز | با بهترین کیفیت MP3 (اصلی) دانلود آهنگ جدید علی یاسینی به نام پرواز با دو کیفیت 128 و320 همراه با پخش . قسمتی از متن آهنگ پرواز علی یاسنی. دیدمت از دور خسته بود پاهات.دانلود آهنگ غمگی
دنیا جای قشنگی نیستمهربونی نیست 
زیبایی نیست 
دارم یه حصار میکشم دور خودم 
بچمو بغل کردمو دارم اروم اروم حصارمو میکشم 
خسته ام از آدما 
امشب همه‌ی پیام رسان هامو حذف کردم 
به جز یکی، اونم بخاطر پیگیری علاقه و ایده هام 
فکر میکنم هرچقدر کمتر با آدمها درارتباط باشم کمتر حال بد رو تجربه میکنم
دنیا جای قشنگی نیست 
یه چیزی اما هست که فکر کردن بهش حس خوبی داره 
اینکه درو باز میکنیم و میبینیم مستاجر مهربونمون برامون غذا گذاشته پشت در 
مهربونیش ح
چطور جذاب صحبت کنیم ؟ اول خسته کننده صحبت نکنیم!
چطور جذاب صحبت کنیم ؟ در مقاله پیشنین یعنی چرا خسته کننده صحبت می‌کنیم؟ به این موضوع پرداختیم که دلیل این موضوع چیست و البته ممکن است که خود ما نیز جزو این دسته از افراد باشیم که خسته کننده صحبت می‌کنیم و برای این که فن بیان خوبی داشته باشیم و جذاب  صحبت کنیم باید نکاتی را رعایت کنیم که در این مقاله به آن اشاره خواهیم کرد.
ادامه مطلب
اونقدر درگیر کارهای زندگی میشم که کلا خود زندگی یادم میره !
اگر قرار باشه زیاد فهمیدن بشه حناق و گلوت را بگیره ترجیح میدم چند صباحی بشم گاوی در چراگاه زندگی .
گاو چی کار میکنه ؟ علف میخوره . بدون اینکه بخواد بفهمه علف چیه و گاو کیه و .
روح وحشی
+کلا فعلا سوار قطار لحظه هستم . تا حد مرگ خودم را با کارهای زندگی خسته میکنم تا وقت نکنم به خودم فکر کنم !
حس میکنم ادم گریز شدم.تنهایی پسند شدم انگاری.خسته ام دلم میخواد یه کوله بردارم برم یه جای دور خودم باشمو خودم دور باشم از بابا از مامان و از همه.تنهای تنها.یه جورایی تنها تر از الانفکر کنم و فکر کنم به خودم و بلایی که سر خودم اوردمبه قلبم .به روحمکلی کلنجار برمو .بعد برگردم یک منه تازه متولد شده برگردم.زحلمو داشته باشمو و از تنهایی بیرون بیام.پیلمو پاره کنمو زندگی و از نو شروع کنم.دوست ندارم با ته مونده حس قبلی وارد حس جدید شم
حال من که بداند جز تو تو که درد مرا افزون کردی
رفتی و بی خبر از تو چه کنم چشم مرا گریون کردی
داغم از این کوچه به آن کوچه دنبال تو میگردم و حیرانم
از دل من تو خبر داری حال تو را منکه نمیدانم
خسته شدم از این همه درد این عشق با من چه کارا کرد
این عشق از من عروسک ساخت نفرین به تو ای دنیای نامرد
خسته شدم از این همه درد این عشق با من چه کارا کرد
این عشق از من عروسک ساخت نفرین به تو ای دنیای نامرد
ای وای از این حال خراب و فکری که شد نقشه بر آب
ای وای از دنیای
چه لباس هایی در سال 2019 و سال 98 از مد افتاده و نباید استفاده کرد؟
7 مد خسته کننده که برای شیک پوشی باید با آن خداحافظی کنید!

 

همه ی ما شیک پوشیدن و زیبا دیده شدن را دوست داریم. پوشیدن لباس های خسته کننده باعث کاهش جذابیت و انتخاب لباس همراه با مد روز نقش موثری در افزایش جذابیت ظاهری دارد. به این بهانه، چند نکته ساده برای همگام شدن با مد روز را در این مقاله برای شما گردآوری کردیم. با ما همراه باشید.
خداحافظی با مدهای خسته کننده
ترندهای فشن متف
برای این روزا که عمیقا خستهام و تنها و آفت‌زده. چرا آفت‌زده؟ چون فکرایِ اضافی رسوخ کردن به همه جایِ مغزم و انگار آفت افتاده به جونِ ذهنم و فکرام و حرفام. حرف زدن به آدما رو تبدیل کردم به سخت‌ترین کارِ ممکن برایِ خودم و منتظرِ هیچی‌ام. سعی می‌کنم قوی باشم. جوری که بقیه زل بزنن تو چشمام و بگن ”تو ديگه چه مشکلی داری؟ خانواده نداری یا کارتن خوابی؟” و من نفهمم خوشحالم باشم که اینقدر محکم جلوشون ظاهر شدم یا ناراحت باشم که نمی‌تونم هیچی بگم. که
هر قدم که بر میدارم .بوی عطرت توی جانم میپیچید .
هر لحظه خوشم که جا روی جای پا تو میگذارم .هر آن منتظرم در حوالی خودم .میان شهری که به نام توست ببینمت.
از دور .یده یده .و دلم برود با تمام آنچه تویی!
من فرسنگ ها راه را به عشقت پیمودم .
خسته خسته .
اما انگار
چرخ تقدیر به دوری ما،دور گرفته!
فاصله میان ما همان است که بود.
تو می آیی و من میروم .
قدم میگذاری _بی هوا و بی حواس_ روی رد پاهایم.!
تو هستی و من نیستم .
راست است این شعر که
نفسم میگی
بسم الله مهربون :)
من خسته م. از همه ی حرف هایی که نگفتم و درونم جمع شده، از همه ی ناراحتی هایی که به روی خودم نیاوردم و روی قلبم سنگینی میکنه، از همه ی حس های بدی که تیکه تیکه گوشه ی دلم جمع شدن، از همه ی حس های قشنگی که دلم میخواست تجربه کنم و همه رو یه جوری خراب کرد، از اون خاطره ی لعنتی که آوار شده روی زندگیم و نمیذاره به هیچی ذوق کنم.
من دلم خودمو میخواد، من دلم خودِ دو سال پیشم رو میخواد، من دلم پروازی رو میخواد که هیچکدوم از این اتفاق های هولن

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

tersandwebsand دانلود کتاب pdf پی دی اف و انواع جزوه بررسی و تحلیل ادیان و اعتقادات litdilika provgaswealthlobs ه‍یئت محبان امام حسن(ع) محمدرضای معلم سایت تجارت الکترونیک روش های کسب درآمد از اینترنت **رایگان و تضمینی علی رحمانی پور frektaletart