نتایج جستجو برای عبارت :

کنگره 60 شعبه شیخ بهایی همسفران

    مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت. چون گوشش
سنگین بود، رادیو نداشت. چشمش هم ضعیف بود، بنابراین رومه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده
بود. خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می
کرد و مردم هم می خریدند.
محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
terssteltiti تزیینات سالن عروسی ایران anamehr پایگاه اطلاع رسانی هیأت محبان اهل بیت (ع) شهر برازجان کتابخانه عمومی آیت اله مدنی دانسفهان جنبش عدالتخواه دانشجویی آموزش لینوکس teslilapho کشورها